
دو حالت داره یا اینکه این یکیم میگذرونمش یجوری و بعدش خوشحالم یا اینکه بدجوری حالم گرفته میشه و دپرس میشم و باید سعی کنم خوشحال باشم! تهش مثل اینکه یه حالت داره! ...
ادامه مطلب
خواستم از غمگین شدنم نسبت به خبر دنیا فنی زاده بنویسمخواستم از گور خواب ها بنویسم خواستم به استناد جمله شهید بهشتی از جامعه لجن اسلامی خودمان بنویسم ولی انقدر همه چیز مزخرف پیش رفت که یه لعنت به خودم و کارام فرستادمو و سعی میکنم به زور بروفن بخوابم....
ادامه مطلب
یه لبخندِ کوچکِ شمادنیا و آخرت ما رو بسه... + هذا بضاعتنا... ...
ادامه مطلب
پشت پنجرههای بقیع داشت با زبان آذری با امام حرف میزد و اشک میریخت...+ شما متوجه میشید این بنده خدا چیمیگه که حالش اینجوریه - داره میگه ما تو روستامون یه امامزاده داریم که ... نیازی به بقیه حرف نبود تا اشک همه دربیاد... پ.ن: اگر لا فتی الّا علی پس لابد ... لا کریم الّا حسن......
ادامه مطلب
یه هفتهای هست اینجام.ولی جدی اینجا زندگی آدمو روتین میکنه! همین که هیچ مطلبی ندارم برای نوشتن تو اینجا یعنی روزمرگی! اینو مینویسم اینجا که اگه پس فردا بخاطر پولش پشیمون شدم حال الانم یادم بیاد!...
ادامه مطلب