خرید بک لینک
به اجبار سنت قهوهی قجری را میآورد، او که تا نصفه خورد، قهوه را از دستش میکشد و لاجرعه خودش هم مینوشد.

هم سنت را حفظ کرد هم به او فهماند!

برچسب: داستان کوتاه,داستان های کوتاه,داستان عاشقانه, نویسنده: آرین نصیری تاريخ: چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت: 3:46

صفحه بندی