
یادمه روزی که شروع کردم به وبلاگ زدن خیلی رو اسمش فکر نمیکردم و این اسم رو همینجوری و احساسی انتخاب کردم.الان این اسم رو اصلن دوست ندارم در عین حال هم اصلن نمی خوام عوضش کنم!آدم خیلی جاها باید پای تصمیم های گذشته ش بمونه حتی اگه اشتباه باشه!گفتم که فقط گفته باشم.اگر همین الان ضربدر بالا سمت راست را بزنید با احتمالی قریب به یقین تضمین میکنم که چیزی را از دست نداده اید.ببخشید اگر پست ها را خواندید و چیزی دستگیرتان نشد.اینجا اصلا مخاطب محور نیست. ...
ادامه مطلب
پشت پنجرههای بقیع داشت با زبان آذری با امام حرف میزد و اشک میریخت...+ شما متوجه میشید این بنده خدا چیمیگه که حالش اینجوریه - داره میگه ما تو روستامون یه امامزاده داریم که ... نیازی به بقیه حرف نبود تا اشک همه دربیاد... پ.ن: اگر لا فتی الّا علی پس لابد ... لا کریم الّا حسن......
ادامه مطلب
علیکنّ بالفرار......
ادامه مطلب
یا دهر اف لک من خلیل ......
ادامه مطلب
ردّنا الی حرم جدّنا......
ادامه مطلب
جزو سوالهای همیشگی منه تا قیامت احتمالا... اگر مشک آب دست سهساله میرسید و شرمندگیای در کار نمیبود چه میشد؟ هم حضرت ماه شرمنده شد که آب را نرساند به عزیز دل برادرش و هم رقیه که از عمویش آب خواست... و ما نمیفهمیم شرمندگی رو ......
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
دار و ندارم رو از شما دارم... + چقدر دختر بچه تو حرم زیاده ... شب سوم مشهد نباشید ......
ادامه مطلب
یکی از دلتنگترین حسها حس دلتنگی بعد از سفر کربلاست!تا وقتی دوباره تا خرخره تو منجلاب نرفتی یاد کربلات میفتی و یادت میاد کجا بودی و الان کجا... +دوست دارم یه بار دیگه کرب و بلاتو ببینم + به شما محتاجم، به همین نفس زدن تو روضه ها محتاجم......
ادامه مطلب