
خواستم از غمگین شدنم نسبت به خبر دنیا فنی زاده بنویسمخواستم از گور خواب ها بنویسم خواستم به استناد جمله شهید بهشتی از جامعه لجن اسلامی خودمان بنویسم ولی انقدر همه چیز مزخرف پیش رفت که یه لعنت به خودم و کارام فرستادمو و سعی میکنم به زور بروفن بخوابم....
ادامه مطلب
پشت پنجرههای بقیع داشت با زبان آذری با امام حرف میزد و اشک میریخت...+ شما متوجه میشید این بنده خدا چیمیگه که حالش اینجوریه - داره میگه ما تو روستامون یه امامزاده داریم که ... نیازی به بقیه حرف نبود تا اشک همه دربیاد... پ.ن: اگر لا فتی الّا علی پس لابد ... لا کریم الّا حسن......
ادامه مطلب
علیکنّ بالفرار......
ادامه مطلب
یا دهر اف لک من خلیل ......
ادامه مطلب
ردّنا الی حرم جدّنا......
ادامه مطلب
جزو سوالهای همیشگی منه تا قیامت احتمالا... اگر مشک آب دست سهساله میرسید و شرمندگیای در کار نمیبود چه میشد؟ هم حضرت ماه شرمنده شد که آب را نرساند به عزیز دل برادرش و هم رقیه که از عمویش آب خواست... و ما نمیفهمیم شرمندگی رو ......
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
دار و ندارم رو از شما دارم... + چقدر دختر بچه تو حرم زیاده ... شب سوم مشهد نباشید ......
ادامه مطلب
باورش سخته ولی دلم تنگ شد، صدای چرخ خیاطی مامانم که کلی بهش غر میزدم که شبا تو خونه روشنش نکنه اومد تو گوشم!...
ادامه مطلب
یکی از دلتنگترین حسها حس دلتنگی بعد از سفر کربلاست!تا وقتی دوباره تا خرخره تو منجلاب نرفتی یاد کربلات میفتی و یادت میاد کجا بودی و الان کجا... +دوست دارم یه بار دیگه کرب و بلاتو ببینم + به شما محتاجم، به همین نفس زدن تو روضه ها محتاجم......
ادامه مطلب
یه هفتهای هست اینجام.ولی جدی اینجا زندگی آدمو روتین میکنه! همین که هیچ مطلبی ندارم برای نوشتن تو اینجا یعنی روزمرگی! اینو مینویسم اینجا که اگه پس فردا بخاطر پولش پشیمون شدم حال الانم یادم بیاد!...
ادامه مطلب