شب یازدهم - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 20:26
علیکنّ بالفرار...
مصیبت - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 18:28
سختهبه خدا سخته یه عمر بهت بگن انت ذخرالحسین تو حامی حسینی تو یار حسینی تو باید بمونی برای کربلاxa0 تو دقیقه دقیقه کربلا پشت امامت باشی، سر بدنهای قاسم و علیاکبر سوگواری نکنی لابد نیم نگاهی به بدنها داشتی، بغض کردی ولی لب نزدی منتظر موندی که نشون بدی... آخرش بگن نجنگ... شمشیرت تو غلاف باشه... نجنگ ف...
شب عاشورا... - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 18:28
یا دهر اف لک من خلیل ...
شب عاشورا - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 18:28
ردّنا الی حرم جدّنا...
شب مولای من - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 23:45
جزو سوالهای همیشگی منه تا قیامت احتمالا... اگر مشک آب دست سهساله میرسید و شرمندگیای در کار نمیبود چه میشد؟ xa0هم حضرت ماه شرمنده شد که آب را نرساند به عزیز دل برادرش و هم رقیه که از عمویش آب خواست... و ما نمیفهمیم شرمندگی رو ...
شب هفتم - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 21:18
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
زیر کدام پرچم سینه میزنیم؟! - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 19:54
نمیدونم کانال K1 in USA رو عضو هستید یا نه ولی اگر نمیدونید اجمالا عرض میکنم خدمتتون که کانال منعلق به یک دانشجوی ایرانی که در حال تحصیل در امریکا هست و خب کسی است که به نظر من و اونطور که برداشت کردم دغدغهی دین دارند و ولایت فقیه رو قبول دارند و خلاصه از لحاظ مذهبی تقریبا شبیه من و مخاطبین کم اینجا...
شب سوم - تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 14:38
دار و ندارم رو از شما دارم... + چقدر دختر بچه تو حرم زیاده ... شب سوم مشهد نباشید ...
دلتنگی - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 16:42
باورش سخته ولی دلم تنگ شد، صدای چرخ خیاطی مامانم که کلی بهش غر میزدم که شبا تو خونه روشنش نکنه اومد تو گوشم!
حرف مردم! - تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 15:14
خیلی سخته چیزی که نباشی دیده بشی...شخصیتم جوری بود و هست که حرف روی زبون مردم برام اصلا مهم نبود، دوروبریامم میدونن اینو ولی دیشب، اتفاقی، از یکی که اصلا نمیشناسمش، حرفی راجع به من زده شد که واقعا نمیدونم چرا راجع به من همچین فکری کرده بود، ولی اون حرف دلمو شکوند! خیلی احساسی شد بیخیال خلاصش همون جم...
دعاءالفرج - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 12:03
یکی از دستاوردهای این سفر آشنایی با امیر الکعبی یکی از خادمین حرم امیرالمونین و به دست آوردن این دعای فرج بود. + بعد نماز ظهر ایشون دعای فرج رو داشت می خوند که بعد نماز رفتم پیشش با هم تو یکی از حجرهها صحبت کردیم و آشنا شدیم.
بازار - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 12:03
نرم افزار بازار خودشو آپدیت کرد منتها قبل از اینستالش خیلی اتفاقی چشمم خورد به دسترسی جدیدی که میخواست؛دسترسی به اساماس های ورودی! هر چی فکر کردم دیدم واقعا نیازی نداره بهش و از اونجایی که به شدت بدبینم به فضاهای اینترنتی و ... ورژن قبلیشم پاک کردم. بعدا اضافه شده: گویا دوستانی که اندروید شیش به بال...
دلتنگی شب جمعه - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 12:03
یکی از دلتنگترین حسها حس دلتنگی بعد از سفر کربلاست!تا وقتی دوباره تا خرخره تو منجلاب نرفتی یاد کربلات میفتی و یادت میاد کجا بودی و الان کجا... +دوست دارم یه بار دیگه کرب و بلاتو ببینم + به شما محتاجم، به همین نفس زدن تو روضه ها محتاجم...
نفهم! - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 12:03
تو نفهم نیستی!مطمئنم؛ ولی خیلی خوب یاد گرفتی که خودت رو به نفهمی بزنی جوری که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده! #باید از دغدغه هام بنویسم ولی خب فعلا فکر کردنام به متن تبدیل نمیشه.
بدون عنوان - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 12:03
مهدی اخوان ثالث میگه کهxa0 Mahdi Ghazi: می دهم خود را نویدِ سالِ بهتر سالهاست... من میگم: میدهم خود را نوید روز بهتر ... روزهاست. + پایان نامهی گیر خوردهی لعنتی امون آدم رو میگیره. + دیگه فکر کنم کم کم باید پنج ترم شم!
دیالوگ - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 12:03
+ چرا برای من نمینویسی؟ - تو بمون برای خودم
سازمان! تامین اجتماعی - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 12:03
دعای خیری که می تونم براتون بکنم اینه که هیچ وقت کارتون به سازمان تامین اجتماعی نیفته!اصولا با تعریف سازمان مشکل داره این سازمان!
عرفه - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 12:03
وقتی عرفه میخونی و سالمیxa0لابد عاشورا هم با گودال دوباره نمیمیری!دقت کردید اماممون با کدوم قسمتها شهادت داد... +خدا حاجی رو حفظ کنه برای ما
روزهای کارگاهی - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 12:03
یه هفتهای هست اینجام.ولی جدی اینجا زندگی آدمو روتین میکنه! همین که هیچ مطلبی ندارم برای نوشتن تو اینجا یعنی روزمرگی! اینو مینویسم اینجا که اگه پس فردا بخاطر پولش پشیمون شدم حال الانم یادم بیاد!

برچسب‌های مرتبط

تهمت زدن | حرف حق | حرف حق نمیشه زد | حرف حق طنز | اربعین 95 | اربعین حسینی | داستان کوتاه | داستان های کوتاه | داستان عاشقانه | ولایت فقیه